۱۴۰۴ دی ۲, سه‌شنبه

من فقط زنده ماندم، قهرمان نبودم

هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم روزی نوشتن، تنها جایی باشد که هنوز بتوانم نفس بکشم.
نه برای شهرت، نه برای دلسوزی، فقط برای این‌که فراموش نشوم. برای این‌که اگر روزی نبودم، رد صدایم جایی مانده باشد.
من یکی از هزاران نفری هستم که به جرم فکر کردن، باور داشتن، و متفاوت بودن، از زندگی عادی حذف شدند. نه با یک حکم رسمی، بلکه با زنجیره‌ای از فشار، تهدید، تحقیر و ترس.
اول در کشور خودم، بعد در جایی که اسمش «پناه» بود، اما عملا ادامه همان بی‌پناهی.
پناهندگی چیزی نیست که در بروشورها می‌نویسند.
پناهندگی یعنی سال‌ها معلق بودن.
یعنی هیچ‌جا خانه نباشد.
یعنی هر روز با این سوال بیدار شوی که اگر امروز اخراجم کنند، زنده می‌مانم یا نه.
من به خاطر عقیده‌ام، به خاطر انتخابی که فکر می‌کردم حق بدیهی هر انسان است، از خانواده، امنیت، شغل و آینده‌ام جدا شدم.
و بعد فهمیدم دنیا خیلی کمتر از چیزی که شعار می‌دهد، به «حقوق بشر» پایبند است.
من فقط امنیت می‌خواستم.
نه زندگی لوکس، نه امتیاز ویژه.
فقط این‌که شب بخوابم و نترسم فردا مرا تحویل جایی بدهند که قبلا طعم زندان و شکنجه‌اش را چشیده‌ام.
نوشتن برای من انتخاب نبود، اجبار بود.
وقتی دهانت را می‌بندند، قلم تبدیل به آخرین راه نجات می‌شود.
این وبلاگ سند مظلومیت نیست، فریاد هم نیست؛ بیشتر شبیه یادداشت‌های کسی است که هنوز زنده است، اما مدام از او می‌خواهند ثابت کند حق زنده بودن دارد.
اگر این متن را می‌خوانی و رد می‌شوی، اشکالی ندارد.
من به خوانده شدن عادت ندارم.

من قهرمان نیستم.
من فقط زنده مانده‌ام.
و همین، در این دنیا، گاهی بزرگ‌ترین جرم است.

۱۳۹۹ دی ۲۱, یکشنبه

علم و دین

 آثار بهائی نه تنها علم و دین را سازگار می‌دانند بلکه بر لزوم هماهنگی بین آنها تأکید می‌کنند. اصل هماهنگی علم و دین بیان می‌دارد که دین بدون علم به سرعت به خرافات و افراطی‌گری فروکاسته می‌شود و علم بدون دین تنها به ابزاری در خدمت ماده‌گرایی خشک تبدیل خواهد شد. حضرت عبدالبهاء توضیح می‌دهند: «علمِ حقیقی، عقلانیت است و واقعیت، دین حقیقی نیز در اساس واقعیت است و عقلانیت محض. بنابراین این دو باید در تطابق باشند.» (ترجمه)


بهائیان علم و دین را دو نظام دانش و عمل می‌دانند که نوع انسان و اجتماع را در مسیر پیشرفت به حرکت در می‌آورند. در طول تاریخ، بسیاری از عظیم‌ترین دست‌آوردهای دین، ماهیتی اخلاقی داشته‌اند. توده‌های مردم در هر زمان و در هر کجا به واسطۀ تعالیم دین، توان‌مندی عشق ورزیدن، سخاوتمندی، خدمت به دیگران،‌ بخشش و چشم‌پوشی‌، توكل به خدا و فداكاری برای خیر جمعی را در خود پرورش داده‌اند. در طول زمان ساختارهای اجتماعی‌ و نظام‌هایی از موسسات شكل گرفته‌اند که این پیشرفت‌های اخلاقی را در سطحی وسیع به هنجارهای زندگی اجتماعی ‌تبدیل نموده‌اند. از سوی دیگر علم اجتماع را قادر ساخته است تا واقعیت‌ها را از حدس و گمان تشخیص دهد. قابلیت‌های علمی مانند مشاهده، ‌اندازه‌گیری، و بررسی دقیق نظرات به بشریت امكان داده است تا فهمی یکپارچه اما در حال پیشرفت از قوانین و فرآیندهای حاكم بر جهان مادی به دست آورده و بصیرت‌هایی نسبت به رفتار انسانی و حیات اجتماع نیز كسب نماید.


«دين انسان را بالی است و علم بال ديگر. انسان به دو بال پرواز می‌کند به بال واحد پرواز نتواند.»                   حضرت عبدالبهاء


اصل هماهنگی علم و دین به این معناست که این دو نظام دانش به شیوه‌ای مکمل عمل می‌کنند. دین، نظام فرعی علم نیست و علم هم زیرمجموعه‌ای از دین نیست. یعنی، این باور که هر آن‌چه که امروزه دین دربارۀ حقایق و پدیده‌های روحانی شرح می‌دهد در آینده توسط علم توضیح داده خواهد شد مورد قبول نیست و از اهمیت دین می‌کاهد. از سوی دیگر این تصور که چون دین از وحی الهی سرچشمه می‌گیرد و خداوند علیم است، بنابراین دین همۀ حقایق علمی را در برمی‌گیرد و با مطالعۀ متون دینی می‌توان به طرز کار جهان مادی پی برد و قوانین آن را کشف کرد نیز صحیح نیست و به انکار ارزش علم می‌انجامد. هیچ یک از علم و دین دیگری را به طور کامل در برنمی‌گیرد و البته کاملاً مجزا از یکدیگر هم نیستند. نظریه‌های علمی و متون دینی از دو زبان متمایز اما مکمل بهره می‌گیرند که هر دو برای فهم واقعیت ضروری هستند.


علم و دین هر دو بر جنبه‌های یک واقعیت واحد نور می‌تابانند؛ واقعیتی که هم ابعاد معنوی و هم اصول و قوانینی را در ارتباط با بعُد مادی در بر دارد. علم، درک ما از عالم طبیعت و عملکرد ما در این عرصه را جهت می‌بخشد. دین درک ما از وحی الهی و عملکرد مطابق با آن را جهت می‌بخشد. علم و دین را می‌توان به دو ستون تشبیه کرد که خیمۀ درک ما از واقعیت با تکیه بر آن‌ها برپا است. اگر فقط یکی از این ستون‌ها در جای خود قرار داشته باشد، دید ما در درون خیمه محدود می‌شود و قسمت زیادی از واقعیت از نگاه ما پنهان می‌ماند.

۱۳۹۸ آذر ۶, چهارشنبه

تقویم 176 بدیع

 تقویم سال 176 بدیع مطابق با 1398 شمسی را در طرح های مختلف می توانید از لینک زیر دانلود نمائید: 


۱۳۹۸ آذر ۵, سه‌شنبه

تعالیم دوازده گانه دیانت بهایی

تعالیم اساسی اجتماعی دیانت بهائی که بنام تعالیم دوازدهگانه مشهور است حاصل طبقه بندی و تنظیم حضرت عبدالبها است. ایشان در سفر ،به اروپا وامریکا وقتی در مجامع برای سخنرانی تشریف می بردند در مواجهه با ذهن منطقی غربی، امهات تعالیم دیانت بهائی برای عالم انسانی را در سر فصلهائی مرتب میفرمودند. در حقیقت می توان این تعالیم را مانیفست اجتماعی یا سیاسی دیانت بهائی تلقی کرد.
این سر فصلها گاهی بیشتر و گاهی هم کمتر از دوازه سرفصل می شد اما در بیشتر موارد دوازده مورد را بیان می فرمودند و به همین سبب به تعالیم دوازده گانه معروف شده است این تعالیم در بطن دستورات و بیانات حضرت بهاالله مکنون بوده و حضرت عبدالبها بعنوان مبین حضرت بهاالله محور های اساسی این تعالیم را استخراج فرمودند. دراین نوشتار کوتاه تلاش خواهم کرد
این تعالیم را در چند زیر فصل جای دهم تا به درک بهتری از پیام مندمج در آن نائل گردیم این تعالیم را من در مجموع تعالیم اجتماعی دیانت بهائی می نامم و آنرا به ۵ بخش تقسیم می کنم :

(Cognitive) تعالیم شناختی
الف- لزوم تحری حقیقت
ب- لزوم ترک تعصبات
ج- لزوم تطابق دین با علم و عقل

(Cultural) تعالیم فرهنگی
الف- تعلیم و تربیت عمومی و اجباری
ب- تساوی حقوق زن و مرد

(Economical) تعالیم اقتصادی
تعدیل معیشت و حل مسائل اقتصاد

(Religious) تعالیم مذهبی
الف- عالم انسانی محتاج دین است
ب- وحدت اساس ادیان
ج- دین باید سبب الفت و محبت باشد

(Political) تعالیم سیاسی
الف- وحدت عالم انسانی
ب- وحدت زبان و خط
ج- صلح عمومی و تاسیس محکمه کبری


نمازهای سه گانه در دیانت بهایی


دراینجا نماز و عبادت را با استناد به کتب "تقریرات کتاب اقدس" و "گنجینه ی حدود و احکام" باهم بررسی کرده و برای جلوگیری از طولانی شدن این نوشته در قسمت دوم شما میتوانید متن آیات وضو ، آیات نماز و احکام قضای نماز را مشاهده فرمائید.
در امر مقدس بهائی، سه نوع نماز وجود دارد که هر فرد بهائی بنا به خواست خویش می‌تواند یکی از آنها را انتخاب کند و بجا بیاورد.هرکدام که معمول رود.


نماز صغیر: وقت تلاوت آن ظهرها می‌باشد(یکبار در روز)
نماز وسطی: روزی سه بار باید خوانده شود. از طلوع آفتاب تا ظهر و از ظهر تا غروب آفتاب و از غروب آفتاب تا ۲ ساعت از شب گذشته.

نماز کبیر: در ۲۴ ساعت یک‌مرتبه خوانده می‌شود. بهائیان به این نماز اعتقاد خاصی دارند. و طبق بیانات بهاالله هر وقت انسان به حالت توجه به خداوند رسید باید آن را بخواند.

دسته جمعی خواندن نماز (به جز نماز میت) در این آئین حرام است.زیرا بهائیان عبادت با خداوند را صحبتی عاشقانه میدانند و به تنهائی نیایش کردن را باعث قرب بیشتر به پروردگار میدانند.


۱۳۹۸ آبان ۱, چهارشنبه

باغ های یادبود


تصاویری از باغ های بنای تاریخی که در آن آرامگاه های نواب (همسر بهاءالله) ، میرزا میهدی (پسر کوچکتر بهاءالله) ، بهاییه خانم (دختر بهاءالله) و منیریه خانم (همسر عبدالبهاء) می باشد.

برای مشاهده به لینک زیر وارد شوید :

مستند ریشه های ایمان به دیانت بهایی (زبان انگلیسی)

هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم روزی نوشتن، تنها جایی باشد که هنوز بتوانم نفس بکشم. نه برای شهرت، نه برای دلسوزی، فقط برای این‌که فراموش نشوم. برای این...